حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2305

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

كسى بود ، كه بر ديوار شهر برآمده با دست خود اشخاصى را ، كه مقاومت ميكردند ، به زير افكند . او در اين وقت سى سال نداشت و باوجود اين حزم و عقل او باعث نامى بزرگ براى او شده بود و اساسا احتياط و حزم او بود ، كه كراسّوس را درهم شكست ، زيرا در ابتداء جسارت و نخوت كراسّوس و بعد يأسى ، كه از بدبختيهايش حاصل شد ، به آسانى او را در دامهائى افكند ، كه سورنا برايش گسترده بود ( كراسّوس ، بند 26 ) . راهنمائى آريام‌نس آريام‌نس خارجى ، پس از اينكه كراسّوس را مطمئن ساخت ، كه از رود بايد دور شود ، او را بجلگه‌هاى وسيع برد . در ابتداء راه صاف بود ، ولى به زودى سخت گرديد و غير از ماسه و ريگ روان عميق و صحراهائى ، كه عارى از درخت و آب بود چيزى ديده نميشد ، تا بتوان بيافتن آرامگاهى اميدوار شد . تشنگى و خستگى و نيز چيزهائى ، كه روميها ميديدند ، باعث يأس آنها گرديد . در جائى درخت يا جويبار و يا تپه و سبزه‌اى نميديدند و تا چشم كار ميكرد ، از همه طرف درياى ريگ روان آنها را در احاطه داشت . در اين حال روميها ظنين شدند ، كه به آنها خيانت كرده‌اند و بعد در اين گمان يقين حاصل كردند ، زيرا ارته‌باذ كس فرستاده اطلاع داد ، كه چون هيرود با قوائى نيرومند بارمنستان تاخته ، من نميتوانم كمكى براى شما بفرستم و بنابراين شما به طرف ارمنستان بيائيد ، تا باهم جنگ كنيم و اگر نميخواهيد اين نصيحت مرا بشنويد ، لااقل از جاهائى ، كه براى سواره‌نظام مناسب است ، احتراز كنيد و هميشه بكوهستانها نزديك شويد . كراسّوس ، كه بر چشمانش خشم و غضب پرده كشيده بود ، نخواست جواب نامه پادشاه ارمنستان را بدهد و بچاپارها شفاها گفت : من حالا وقت ندارم ، كه در فكر ارمنستان باشم ، ولى به زودى بارمنستان خواهم آمد ، تا از ارته‌باذ انتقام خيانت او را بكشم . كاسّيوس از اين جواب به خود پيچيد ، ولى چون ديد ، كه كراسّوس پيشنهادات او را بد ميپذيرد ، خوددارى كرد ، ولى آريام‌نس را كنار برده توبيخ و ملامتش كرده چنين گفت : اى نامردترين